خــــــدا

دلم خیلی پره از ادمای روشن فکری که فقط به ظاهر روشم فکرن و هیچی حالیشون نیس متاسفم برا خودم که کسایی که دارن کشورمو اداره میکنن یه همچیین ادمایی هستن....

کاش از همون اول مثله دوستای محترمشون وبه اصطلاح روشن فکرشون از اون اول موضع خودشونو مشخص میکردن آدمای به ضاهر دین دار اما بی دین به ظاهر اصول گرا اما به شدتاصلاح طلب....!!!!

من نمیفهمم این آزادی که حرفشو میزننن چیه یعنی الان آزادی نداریم؟اگه آزادی ینی بی بند و باری چه خوب که نداریم حالا خوبه ملت آزاد نیستن که دختر بدون شلوار میاد بیرون اگه آزاد بودن چی میشد....ای خدا دلم خیلی پره.....

آقایونه به اصطلاح روشن فکر و آزادی خواه شما هایی که دم از ازادی میزنین:کارتون به جایی رسیده که یه مداح رو به خاطر مداحی هایی مه میکنه وبا رهبریه تو مراسم سالگرد شهید مصطفی احمدی روشن تو نطنز راه نمیدین.....؟؟؟؟؟؟؟

آره دیگه آزادیو این حرفا فقط جایی خوبه که به نفع شماها باشه...؟؟؟؟

به جایی رسیدیم که پدر مصطفی باید اعلام کنه که :متاسفانه برخی از مسئولان دولتی از حضور میثم مطیعی و مرآتی خبرنگار در مراسم شهید احمدی روشن در نطنز جلوگیری کردن.....!!!!!!

خدا تو این ۴سال به ما رحم کنه....این که تازه اولشه....

کشتن الاله ها شیوه اهریمن است.....

این وطن اما پر از احمدی روشن است.....

در میدان میمانم تا نفس آخرم ...

راهیه راه حسین(ع) هم قدم رهبرم....

 

کاش هنوز همه جا سیاه بود

بخوان روضه خوان بار دیگر

 بیا شرح آن ماجرا کن....

 بیا بغض یک سالمان را

 به یک روضه حاجت روا کن....

روایت کن از دشت ماتم

بخوان خط به خط روضه هایت

ولی بگذر از خط آخر

که سر بسته ماند حکایت...

بیا ای دل امشب به پابوس این غم

 بیا تا بگرییم چو باران نم نم .....

میثم مطیعی

 

*یه عالمه دلم تنگ شده برا هییت....

کاش زودتر اربعین برسه....

 

 

محرم

آقا سلام.....

     ماه محرم شروع شد....

سید مولا حسین..آرام دلها حسین.....

زمزمه ی عاشقان یا حسین یا حسین.....

ندارم غیر تو فکر رو خیالی....

نفسی انت و اهلی و مالی....

روضه های مقتل را مثل باران میگرییم

در غم تو این شبه ها با شهیدان میگرییم....

اشک ما مرثیه خوان فرات است

مولای ما قتیل العبرات است.....

با ولایت میمانیم....شور ما از عاشوراست....

ای عاشقان بسم الله راه قدس از همین جاست....

تنها نگذارم در میدان ولی را مولایم رهبرم سید علی را....

کل یوم عاشورا..کل ارض کربلا.....

وارث خون حسین مهدی زهرا بیا....

یار مظلومان کی میرسی از راه...

العجل العجل یا حجه الله.....

**خدایا شکرت که یه محرم دیگه هم هستم....

بخند

میگن لبخند ربطی به مرگ نداره....     

    اما تو بخند تا من برات بمیرم.....

مترسک

مترسک به کلاغ میگه:

تا هر وقت دوس داری بیا روم بشین....

نوکم بزن ....

اما هیچ وقت تنهام نذار......

*حتی مترسک هم از تنهایی میترسه....

*چرا فک میکنی تو دلخوشیم بی نقشی...؟

رفتی

بعد از رفتنت موهایم را از ته زدم...

نکند دیوانه ام کند فکر دستانت......

لبخند تو

روزی می رسد که با لبخند تو بیدار می شوم ...

این روز ....

هر زمان که میخواهد باشـــد ...

فقط باشـــــــــــد .....

حتی......

 

چقدر کم توقع شده ام

نه آغوشت را میخواهم نه یک بوسه...نه دیگر بودنت را...

همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست

مرا به آرامش میرساند...

حتـــــــــــی اصطحکاک سایه هایمان.....

یا سیدی یا مظلوم

امشب رفتم دانشگاه خیلی دلم برا ماه محرم تنگ شده بود و برا میثم....

بیخیال...دارم مداحی گوش میدم ...

الان از ته دلم محرم و کربلا میخواد....

                                  پیرهن مشکی عزا لباس احرام منه......

*دلم پر است پر پر.....

آنقدر که گاهی اضافه اش از چشمانم میچکد....

*با تو بودم بودم با تو هستم با تو خواهم بود آقا....

میگن این شباس که تقدیر یه سال آدم رقم میخوره....

اینم مینویسم برا کسایی که هنوز نظر میذارن و نفهمیدن من چه جوریم:

   خاک پای علی اکبرم من ....مست آن لاله ی پرپرم من .....تشنه ی جان فشانی در این ره....

                                               تا ابد یاور رهبرم من.....

**سارا من تو این مدت که بهم میل میزدی هرکاری کردم که اعتمادتو جلب کنم جلب نشدووونمیدونم دیگه باید چیکار کنم....

من ۹۵درصد میدونستم اما اون روز دیگه واقعا مطمین شدم...بیخیال به قول قیچی خوشبخت تر بشی....

 

 

اتفاق بزرگ

من اومدم بعد ۲۸ روز!

۲۸ ر.ز طاقت فرسا..!

له شدم رسما تو این ۲۸ روز.....

مخصوصا روز افطاری مدرسه!اون چیزی که شنیده بودم و فکرشو میکردم اینقدر باورش عجیب بود برام و غیر ممکن که گذاشته بودم خودم ببینم بعد باورش کنم و این اتفاق افتاد....

اون روز انگار کل دنیا رو سرم خراب شد....

اون اتفاق بزرگ افتاد تو زندگیش.....باور کردنش برا منم خیلی عجیب بود.... میدونستم اما باورش نکرده بودم....

ولی اون روز....

بیخیال.....

سارا خانوم اینو کلا دارم میگم منظورم خودم نیستم ولی هیچ وقت گذشتتو فراموش نکن....بچگی هاتو....

 بچه بازیاتو.....

چه قدر این منتظری اول که بودم سر تو دعوام کرد....!

بیخیال...

فک نمیکردم پیش اینقدر سخت باشه..... از تنها کسی که خوشم میاد و آدمه...آقای پازوکیه....!

خیلی دوسش دارم مخصوصا امروز که زنگ خورد کوبوند رو میز بعدش کلی به قیافه من خندید...

زندگیم داره میگذره و روز به روز دارم بزرگ تر میشم....امروز زنگ اخر با سناو سپیده نشستیم کلی در مورد گذشته حرف زدیم.....تهش رسیدیم به کسی که قرار بود آبجیم باشه...!

دوس داشتمم همه چی برمیگشت ۲ٍ۳ سال عقب.....!چه خوب میشد....!

تو این تو هفته ای  مثلا تعطیلیم باید مثل....درس بخونم....

از مدیر مدرسه متنفرم ....خداوکیلی تاحالا از کسی به این اندازه تنفر نداشتم.....

 

 

دعا دعا دعا

اندکی بیشتر زیر باران بمان ابر را بوسیدم تا بوسه بارانت کند....

دلم گرفته حس میکنم همه دنیام داره تموم میشه از این متنفرم که همه به چشم دانش آموز پیش دانشگاهی نگام میکنن.....

دوس دارم همون دبیرستانی بمونم حتی با تموم بدی هایی که داشت....

همه یه توقع دیگه ازم دارن ...میگن این همه درس خوندی خودت باید بفهمی امسال ساله آخره زندگیت به این بستگی داره .....

دارم خل میشم....هی یه حرفو همه تکرار میکنن.....

من نمیدونم این کنکور چیه که یه دفه بدون مقدمه اومد وسط زندگی آروم ما.....تا ۱۸ خرداد آرامش قبل طوفان بودیم از ۱۸خرداد به بعد میریم تا درگیر طوفان بشیم...!

دوس ندارم فردا ساعت ۶ بلند شم اماده شم برم مدرسه....

ولی مثله اینکه چاره ای ندارم.....

***لطفا هرکی این پستو میخونه برام دعا کنه از همین الان...!

فک کنم حدوده ۳۶۴ روز مونده باشه!

*بغض هایم سیلی میخورند...بغض میکنند...در گلویم غوغاست....

*تنهای بی سنگ صبور خونه سردو سوتو کور....

 توی شبات ستاره نیس خوبیو راه چاره نیس....

اگه که هیچ کس نیومد سری به تنهاییت نزن.....

 اما تو کوه درد باش ....طاقت بیارو مرد باش...

 

گاهی

گـــــاهی....

دلــــم

برای زمــــــــــانی که نمیشناختمت تــــــــــــــــــــنگ میشود......

j637_alonegirlprettyFavim.jpg

نترس

نوازشم کن....

 نترس تنهاییم واگیر ندارد.....

 

*فردا میریم شمال....

از ۸ ام باید برم مدرسه.... 

کاش

 

 خوابم نمیبرد....

داشتم فک میکردم.....

مغزم درد گرفته بود.....

وای........

 

حسرت

کنارم گذاشتی که تلخ شوم....

شرابی شدم ناب....

حالا حسرتم را بکش.....

 

*دارم میسوزم از این اس که برام اومد......